لسان الملك سپهر

1198

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

زوجه جعفر بن ابى طالب بود كه در خدمت جعفر در حبشه مىزيست و بعد از فتح خيبر به مدينه آمد ، و او را از جعفر سه پسر بود : اول : عبد اللّه ؛ دوم : عون ؛ سه ديگر : محمّد نام داشت ، و بعد از شهادت جعفر ، ابو بكر او را تزويج كرد و محمّد بن ابا بكر از اوست ، و بعد از أبو بكر ، على عليه السّلام او را نكاح بست و فرزندى از او آورد كه يحيى نام داشت . دختر دوم عميس : سلمى نام داشت و او زوجهء حمزة بن عبد المطّلب بود و از حمزه دخترى آورد كه امامه ناميده مىشد و بعضى نام او را امة اللّه دانند و اين درست نباشد - چنان كه عن قريب در قصّهء عمرة القضاء از اشعار حسّان بن ثابت معلوم خواهيم داشت - و بعد از شهادت حمزه ، شدّاد بن اسامة بن الحاد الليثى او را به شرط زنى به سراى برد ، و از شدّاد دو پسر آورد : يكى : عبد اللّه و آن ديگر : عبد الرّحمن نام . و آن دختر عميس كه در شب زفاف فاطمه عليه السّلام ملازمت سراى او داشت تواند كه وى بود . دختر سوم عميس : سلامه نام داشت و او زوجهء عبد اللّه بن كعب الخثعمى بود و نام مادر اين سه دختر هند دختر عوف بن زهير بن الحارث است از قبيلهء كنانه و اين هند از آن پيش كه در حبالهء نكاح عميس درآيد ، زوجهء حارث بن حزن بن جبير هلاليّه بود ، و از حارث نيز سه دختر داشت : نخستين : ميمونه كه به تزويج رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله درآمد . دوم : لبابة الكبرى و او را امّ الفضل مىناميدند و او در سراى عباس بن عبد المطّلب بود . و دختر سوم : لبابة الصغرى نام داشت و او زوجهء زياد بن عبد اللّه بن مالك الهلالى بود . اكنون بر سر داستان رويم : جابر بن عبد اللّه انصارى با اينكه حاضر جنگ خيبر نبود رسول خدايش نصيبه بخشيد ، چه در حديبيه ملازمت حضرت داشت و آن غنايم را رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله فرمان كرد تا فروة بن عمرو بفروشد و از براى بركت اين دعا قرائت فرمود . الّلهمّ ألق عليها النّفاق يعنى : خدايا القا فرماى بر اين غنايم رواج را . و از اين روى آن غنايم كثيره در مدت دو روز به تمامت فروخته شد . [ تعبيه زهر در غذاى رسول خداى ] و در ايام توقف قموص چنان افتاد كه زينب دختر حارث يهودى و خواهرزادهء